تبليغاتX
راهنمای تحصیل در خارج از کشور(مالزی-هند)

راهنمای تحصیل در خارج از کشور(مالزی-هند)

تحصیل در خارج از کشور

با سلام

اتفاقهای اخیر برای ایرانیان در مالزی :
1 - در ماههای گذشته  دو بار به دو دختر دانشجوی ایرانی توسط افراد ناشناس در دانشگاه UPM  تعرض شد ,
2 - در اتوبوس عمومی مالزی پولهای یک ایرانی را سرقت کردند ,
3 - در دانشگاه UPM مقابل فکالتی مهندسی به ضرب چاقو , یکی از هموطنانمان را به قصد سرقت نوت بوک و موبایلش خفت گیری کردند ,
4 - در ساختمان دسامینیوم که به ظاهر نگهبان هم دارد علیرغم حضور صاحب خانه سارقین شب هنگام وارد منزل 2 ایرانی شدند و نوت بوکهایشان را ربودند ,
5 - در یکی از برجهای AMAPANG POINT سال گذشته افراد مسلح وارد خانه یک ایرانی شدند و بعد از بستن دست و پای افراد خانواده و محبوس کردن آنان در حمام , پولهایشان را ربودند . لازم به ذکر می باشد به ظاهر این ساختمان هم از امنیت بالایی بر خوردار است ,
6 - بارها از ایرانیان شنیده اییم در مترو و یا در خیابان پول و موبایلشان را ربوده اند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان 

با سلام

از ايران که سواره هواپيما شديم با شرکت هواپيمايي يو ام اير بود ماله اوکراين هست پرواز قانونن 4 ساعت بود که 5 ساعته رسيديم اوکراين به علت خراب بودن هوا هواپيما در خارکف توقف کرد و 1 ساعت در هواپيما بوديم بدون هيچگونه پذيرايي از مسافران دوباره هواپيما بلند شد 1 ساعت دور زد دوباره اومد خارکف نشست گفت هوا خرابه پياده بشين وارد فرودگاه خارکف که شديم ( فرودگاهي بسيار قديمي و کوچک مثل خانه هاي قديمي بود )  اسباب هاي مارا آوردن وسايلمون را بايد کوله مي کرديم چون گاري نداشت . خلاصه گفتن بياين مدارکتون را نشان بدين مدارک که نشان داديم با يک بدبختي با اون همه اسباب و فرودگاهه کوچک و شلوغ از در آخر که مي خواستم رد بشم يه پليس جلوي منو گرفت گفت بيا بردم تو يه اتاق کوچک مسلسل گرفت روي من گفت جيباتو خالي کن منم بعد ديد چيزي با من نيست گفت ماني ( پول ) خلاصه 20 دلار گرفت گفت برو بيرون بعد که از بچه ها سوال کردم گفتن همه مارو هم بردن ازمون پول گرفتن . خلاصه از صبح تا عصر داخل فرودگاه خارکف بوديم خيلي هم گرسنه بوديم با يه بدبختي رسيديم کيف فرودگاه کيف هم خيلي بهتر از خارکف نبود کوچک و خر تو خر . نماينده ما اومد گفت بياين سوار ميني بوس بشين بريم سريع هم پول دانشگاه رو همونجا از ما گرفتن رسيديم به خوابگاه .وقتي رسيديم واقعا جا خورديم گفتيم واي واقعا ما بايد اينجا زندگي کنيم خلاصه من که قرار بود از اولش اتاقه يک تخته به من بدن حتي قرار داد هم داشتم به نماينده گفتم که آقا من اتاق يک تخته بايد بگيرم گفت آقا اينجا از اين خبرا نيست گفتم از شيراز من قرار داد دارم گفت به من مربوط نيست اونجا هر چي به شما گفتن همونجا ديگه فهميدم که عجب جايي اومدم . هيچي آقا رفتم اتاق سه تخته 3 . يه اتاق دلگير کثيف آشپزخانه و حمام و دستشويي هم مشترک بود . خلاصه 4 روز بعد هم ثبت نام شديم در دانشگاه زبان روسي اکثر بچه ها 5 الي 10 روز تحمل کردن ولي ديگه بعدش نا اميد شده بودن سره کلاس نمي اومدن چون واقعا زبان سختي هست . داخل خيابان جرات نداشتيم بريم همه چپ چپ نگامون مي کردن هر روزي خبر مي آمد که يکي از بچه هارو زدن همه رو هم با شيشه مشروب زده بودن کاري هم به روزو شب نداره همشون هم به خاطر پول نمي زنن فقط به خاطره اينکه مو سياه هستيم و رنگه پوستمون از اونا پر رنگتره ( ما که سياه نيستسم ) به ما مي گن کله سياه تو خيابان که رد مي شي از عمدا ميان تنه مي زنن اصلا خيلي مردمه پستي هستن جرات هم نمي کني چيزي بهشون بگي اگه حرفي زدي که ديگه فاتحت خوندست . تازه اين آدماشن از پليس هم بايد دوري کني چون بعضياشون ميان به بهانه گشتنت هروئين مي کنن تو جيبت تا ازت رشوه بگيرن . حتي يک نفر آفريقايي را هم اينجا کشتن . از درسها هم براتون بگم که بعد از يک ماه و نيم هنوز اکثر بچه ها حروف را هم تشخيص نمي دن کتاب رياضي و فيزيک و شيمي و..... مياد . خلاصه ديگه اکثر بچه ها ديگه داشتن بر مي گشتن اونايي هم که مي موندن روشون نمي شد برگردن . نماينده ها هم به هيچ چيزي اهميت نمي دن يه مشت آدم پست و لاشخور . خيلي ها اومده بودن براي خلباني به رفته بودن تحقيقات رو که انجام داده بودن دانشگاه گفته بوده سالي هشتاد ميليون تومان در صورتي که موسسه گفته بوده که با 25 ميليون وقتي نمايندرو بچه هاي خلباني آوردن هر چي بهش گفتن زيره بار نرفت گفت من همچين حرفي نزدم آخره کار هم پاشدن مي خواستن با بچه ها دست به يخه بشن حالا اگر جرات داري با هاشون گلاويز بشو  چون اونا راه و چاه بلدن مي رن پول مي دن پليس حالا ارزوي ايران برگشتن هم به دلت مي مونه ( زندان ) . ما 2ماه و نيم اينجا بوديم مي خواستيم بريم بايد يه مقداري از پولمون را مي دادن به نماينده گفتيم گفت يه قرون هم پس نمي ديم رفتيم سفارت پيشه وزيره علوم آقاي باقري گفت بايد 500 الي 700 دلار بهتون پس بدن ما گفتيم مي گن نمي ديم خوده وزيره علوم زنگ زد بهشون هر چي بهشون گفت زيره بار نرفتن آخر هم آقاي باقري عصباني شد گوشي را گذاشت گفت من کاري از دستم بر نمياد خلاصه..............................

. خلاصه گوله اين موسسات اعزام دانشجو رو نخوريد همشون دروغگو و کلاهبردار هستن و اون چيزي که مي گن زمين تا آسمون تفاوت داره موسسه که من باهاش اومدم خاورميلاد بود با مديريت آقاي دکتر مرادي در تهران با نمايندگي  غلامعلي زارع در شيراز (آدرس:خیابان زند روبروی هتل پارس ساختمان نگین طبقه ۵ . تلفن ۰۹۱۷۳۱۷۰۴۰۶ ) و نمايندگي غياسي هاشميان در کيف . ديگر موسسات هم بغيه بچه ها اومده بودن از جمله نگين هفت اورنگ . رسولي و ..... زياد بودن همشون از يک کاسه آش مي خورن .
اسامي لاشخوران در کيف : قياسي / احراري / حداديان / هاشميان / کرم پور / باباخان و ..........
اسامي و شماره تلفن همه دوستام که هنوز اونجا هستن و اونايي که برگشتن را مي تونم بهتون بدم با هاشون تماس بگيريد برام ايميل بزنيد هر سوالي داشتيد در خدمتتون هستم .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

مریم از تهران=من دانشجوی دانشگاه یو پی ام مالزی بودم و توصیه من به همه ایرانیان عزیز این هست که فکر نکنند اینجا بهشت برین هست و هستی خود را به آتش بکشند و راهی اینجا شوند.اینجا هم کشوری جهان سوم هست و متاسفانه ناامنی در آن بیداد میکند و کسی هم پاسخگو نیست و پلیس اینجا هم رفیق قافله و شریک دزد هستند و هیچ کمکی به مالباختگان نمیکنند و همه مواردی که گفته شده است عین واقعیت هست.هفته پیش هم من یک خانم ایرانی را دیدم که یک منزل را به وی اجاره داده بودند که بعد از یک هفته صاحب اصلی منزل مشخص میشود و معلوم میشود آن افراد آن منزل را فقط برای یک هفته اجاره کرده بودند و کلاه بردار بودند خلاصه 3000 رینگت ان خانم بیچاره رفته بود.اری اینجا ناامنی بیداد میکند قدر کشور خود را بدانید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

با سلام

امروز یک هم وطن عزیز از تهران برای من نامه نوشته که بدین شرح است:

سلام

فقط چند قدم مانده بود تا میلیون ها تومان پول پدرم را در چاه بریزم.واقعا از شما متشکرم که با این وبلاگتون من را از مالزی و هند نجات دادید.راستش نتایج کنکور ارشد که هفته پیش امد ۲ دل بودم.رتبم در رشته زمین شناسی شده بود ۱۵۲.همه گفتن که هیج دانشگاهی قبول نمی شوم.خیلی ناراحت بودم.۳ روز پیش در اینترنت یه دفعه با سایت(تحصیل در هند و مالزی،ایران ایندیا)برخورد کردم.سریع ادرس را نوشتم و رفتم دفتر.به خدا قسم عکس ها و فیلم هائی در یک سی دی به من نشان دادند که فکر کردم دارم خواب میبینم.اول به من گفتند که بهترین دانشگاه های جهان در هند و مالزی است و اگر در ایران می خواهی ارشد بگیری فقط وقت خودت را از بین میبری.حدود ساعت ۸:۳۰ شب پدرم رسید خانه.موضوع را بهش گفتم.گفت:من حرفی ندارم،ولی اول یک تحقیق خوب بکن از همه جا و بعد من یک درخواست وام از اداره میکنم.راستش اول که اسم مالزی را در اینترنت نوشتم هر مغازه برای خودش یک دفتر باز کرده نوشته :اخذ پذیرش از هند و مالزی.یه دفعه چشمم خورد به وب سایت شما و دیدم به به،چه خبره آن جا.مرسی،ممنون که من را نجات دادید.در ضمن با مشاوره با یه اقوام،فهمیدم ظرفیت دانشگاه ها زیاد شده و امید به قبولی  در کنکور ارشد هست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

با سلام

دانشجویان عزیز ایرانی این دروغ های است که موسسات اعزام میگویند برای فریب شما :

۱-مالزی امنیتش حتی از اروپا هم بهتر است

۲-هزینه های زندگی از ایران کمتر است

۳-کشوری بسیار مدرن با پلیس بسیار قوی و بدون فساد

۴-دانشگاه های ان در سطح اروپا هستند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

به اطلاع دوستان عزیز می رسانم. تلفن Nokia N95 اینجانب که چند ماه پیش به مبلغ 600 هزار تومان از ایران خریده بودم هم دیروز دزدیدند. ماجرا بدین شرح است.اینجانب هنگام بازگشت به منزل و سوار شدن،گوشی خود را جلو کیلومتر گذاشتم. در بین راه یک موتور سوار با یک نفر همراه با نزدیک شدن به ماشین، ابتدا دست به آینه ماشین زدند و حواس مرا پرت کردند که شاید تصادفی رخ داده باشد و سپس گوشی را با ترفندی ناباورانه از جلوی کیلومتر دزدیدند. البته من پس از 3 تا 4 ثانیه متوجه قضیه شدم که متاسفانه دزدان با استفاده از شلوغی و ترافیک متواری شده بودند. در این مملکت هیچ کس پاسخگو نیست

من سال 1999 انجا بودم و از برخورد بد مردم ان کشور که از قضاء مسلمان هستند شرمنده می شوم. در همان سال پول من را در اتوبوس جلوی مردم دزدیدند ولی هیچکس عکس العملی نشان نداد. در همان سال وقتی به اداره مهاجرت رفتم خانمی که مسلمان بود و مامور در جواب سلامم گفت: گمشو برو به کشورت. الان و از همان موقع در تالند زندگی می کنم. چندی پیش مقاله ای از یک استاد خارجی مقیم مالزی ترجمه کردم و با نهایت تعجب خواندم و نوشتم که در سال1999 دولت مالزی مذهب شیعه را در کنار هندویسم و بودیسم و امثالهم مذهبی شرک آمیز خواند وپیروان آنان را مشرک.امیدوارم روزی دولت مردان ایرانی از عزت ایرانی چنان همایت کنند که هیچکس جرات نگاه چپ به ایرانی را نداشته باشد. و امیدوارم دولت این همه لیلی به لالای این کشورهای به اصطلاح مسلمان نزاره.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

چندی است که با تعداد زیادی از خانواده های ایرانی برخورد میکنم که ایران را به همراه زن و بچه ترک کرده و به امید پیدا کردن زندگی بهتر به مالزی می آیند .

غالب این دوستان هم از افراد تحصیل کرده و سطح بالای اجتماع در ایران هستند . سناریوی زندگی آنها هم شبیه هم است . حدود یک هفته ایی در خانه دوست ، آشنا و یا هتل هستند و بعد با شناخت اطراف خود خانه ایی را اجاره میکنند . سپس یک ماشین میخرند و سعی میکنند فرزندانشان را در بهترین مدرسه اینترنشنال ثبت نام کنند .

اما همه این داستانها دو یا سه ماه بیشتر دوام نمی آورد و زندگی خشن خارج از کشور روی خودش را به آنها نشان میدهد . میبینند که پیدا کردن کار تقریبا غیر ممکن است و ایجاد یک کسب کار جدید هم در مالزی با وجود این همه چینی زرنگ کار سختی است پس تصمیم میگیرند با کلی ضرر و زیان عطای مالزی را به لقایش ببخشند و به ایران برگردند .

برای بار صدم میگم که در مالزی کسی حلوا پخش نمیکند و دیدن مالزی سر سبز و قشنگ برای یک سفر ده پانزده روزه توریستی شاید بسیار جذاب باشد امابرای ادامه زندگی با خرج سر سام آور و بدون هیچ برنامه ایی کار آسانی نیست . شاید به جرات حدود ده یا دوازده خانواده محترم ایرانی دیدم که تو این چند وقت بعد از اقامت دو تا چهار ماهه در مالزی و کلی ضرر مالزی را ترک کردند و به ایران برگشتند .

راستش من یکی که دچار حیرت میشوم که چگونه این همه انسان بدون هیچ برنامه مشخص و حساب کتاب دقیقی ایران را ترک میکنند و به مالزی مهاجرت میکنند . این داستان برای بسیاری از دانشجو های مجرد هم صدق میکند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

آگهی های رنگارنگ روزنامه ها با ترسیم تصویری خیالی از زندگی در خارج از کشور و تحصیلات عالیه در دانشگاه هایی همچون آذربایجان، ارمنستان و ... هر روز تعداد زیادی از افرادی که این رویا را در سر می پروراند به خود جلب می کند اما این تصویر در روزهای آغازین تحصیل آنها در این کشورها به سرعت رنگ می بازد.
دانشگاه های کشورهای آذربایجان و ارمنستان که پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری نیز جز دانشگاههای مطرح نبودند یک باره با حضور تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی که تنها تحصیل در خارج از کشور را نهایت آرزوی خود می دانستند مواجه شدند و خود را با موج تازه ای از جوانان ایرانی روبرو دیدند.
قوانین موجود در این دانشگاهها طبعاً مطابق فرهنگ این کشورها است و با فرهنگ ما تناسبی ندارد و همین امر مشکلاتی را برای دانشجویان و خانواده های آنها ایجاد کرده است.
اعتراض گروهی از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در کشور آذربایجان نسبت به تصمیم این دانشگاه مبنی بر اسکان دانشجویان دختر و پسر در یک ساختمان
زمانی که گروهی از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در کشور آذربایجان نسبت به تصمیم این دانشگاه مبنی بر اسکان دانشجویان دختر و پسر در یک ساختمان اعتراض کردند، تصور نمی کردند که این بخشی از قوانین این دانشگاه است و هیچ ممنوعیتی در این کشور نسبت به اخذ این تصمیمات وجود ندارد.
بر اساس گزارش هایی که از این دانشگاه می رسد در برخی از بخشها دانشجویان اجازه ندارند حجاب را آنگونه که در کشور ما به صورت فرهنگ وجود دارد رعایت کنند و این مسئله برای خانواده ای که دختر خود را تنها برای تحقق رویای خانوادگی یعنی "دکتر شدن" به آن سوی مرزها گسیل داشته، چالش برانگیز شده است.
فشار مضاعف خانواده ها برای ادامه تحصیل فرزندان خود در رشته های پزشکی، دندانپزشکی و ... ، مشکلات دوری از خانواده ها و زندگی سخت دانشجویان در کشور آذربایجان همگی تنها بخش کوچکی از مشکلاتی است که این دانشجویان با آن مواجه اند.
ظرفیت دانشگاههای دولتی ایران محدود است اما با وجود این وظیفه دولت مردان است که نسبت به سرنوشت جوانان ایرانی که با تقبل هزینه های گزاف در دانشگاههای بی کیفیت ادامه تحصیل می دهند، حساس باشند.
از این رو دو وزارتخانه علوم و بهداشت به عنوان دو متولی آموزش دانشگاهی در کشور بارها نسبت به موسسات اعزام دانشجو به خارج و دانشگاه های بی کیفیت خارجی هشدار داده اند.
دکتر غلامرضا حسن زاده - رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت در همین زمینه با اشاره به بررسی وضعیت دانشگاه پزشکی کشور آذربایجان در گفتگو با مهر از سلب اعتبار دانشگاه پزشکی کشور آذربایجان از سوی وزارت بهداشت خبر داد.
با توجه به گزارش هایی که از وضعیت فرهنگی و آموزش پزشکی این دانشگاه به وزارت بهداشت ارائه شد از این پس مدارک تحصیلی افرادی که از ژانویه سال ۲۰۰۹ در این دانشگاه تحصیل خود را آغاز کنند، ارزشیابی نمی شود رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت
دکتر حسن زاده افزود: با توجه به گزارش هایی که از وضعیت فرهنگی و آموزش پزشکی این دانشگاه به وزارت بهداشت ارائه شد از این پس مدارک تحصیلی افرادی که از ژانویه سال ۲۰۰۹ در این دانشگاه تحصیل خود را آغاز کنند، ارزشیابی نمی شود.
وی اضافه کرد: پیش از این مدرک این دانشگاه تنها به صورت مشروط پذیرفته می شد و در حال حاضر نیز تنها مدارک افرادی که پیش از این تاریخ در این دانشگاه تحصیل خود را آغاز کرده باشند ارزشیابی می شود و امکان انتقال به داخل البته تنها در شعب بین الملل را خواهند داشت.
حسن زاده تاکید کرد: تنها افرادی که ۸۰ درصد دوره آموزشی آنها با دوره آموزشی مشابه در داخل کشور مطابقت داشته باشد مشمول ارزشیابی و انتقال به دانشگاههای علوم پزشکی تیپ دو و سه خواهند بود.
گزارشهایی هم کشور ارمنستان و وضعیت نامطلوب آموزشی و فرهنگی این کشور به وزارت بهداشت رسیده است که در صورت اثبات صحت گزارشها، دانشگاه ایروان غیرمعتبر اعلام می شود دبیر شورای عالی ارزشیابی وزارت بهداشت
دبیر شورای عالی ارزشیابی وزارت بهداشت با تاکید بر این نکته که وزارت بهداشت به طور مکرر نسبت به حضور دانشجویان ایرانی در دانشگاههای خارجی بی کیفیت هشدار داده است، خاطرنشان کرد: ما همواره به خانواده هشدار داده ایم که پیش از اعزام فرزندان خود به دانشگاههای خارجی از وضعیت فرهنگی آن کشور و وضعیت آموزشی فرهنگی دانشگاه مورد علاقه اطلاعات کامل کسب کنند.
وی همچنین با اشاره به سایر دانشگاه هایی پزشکی کشورهای حوزه بالکان یادآور شد: گزارش هایی هم کشور ارمنستان و وضعیت نامطلوب آموزش پزشکی و فرهنگی در این کشور به وزارت بهداشت رسیده است که در صورت اثبات صحت این گزارشها، دانشگاه ایروان نیز غیرمعتبر اعلام می شود.
رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت خاطرنشان کرد: گزارشهای زیادی از تخلفات آموزشی در این دانشگاه در حوزه آموزش پزشکی به وزارت بهداشت رسیده است که ما اکنون در حال بررسی این گزارشها هستیم.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

با سلام

پيرو گزارش 18 دسامبر 2008 توسط اين بلاگ در مورد مشاهده پشه دنگی در اطراف کالج هفده يو پی ام، اقدام عمومی ساکنين محله کاجانگ پس از گذشت 27 روز از انتشار اين خبر نشان می دهد اين منطقه بعنوان يکی از نواحی بحرانی از لحاظ تلفات دنگی مطرح است. اعلام افزايش دنگی و مالاريا در 12 ژانويه 2009 و گزارش ديگر در 13 ژانويه 2009 از پوتراجايا نيز خبر احتمال خطرناک شدن وضع اين منطقه را پررنگ تر می کند. بررسی آمار نشان می دهد در کمتر از يک هفته شمار تلفات دنگی در مالزی از 108 به 112 نفر در 8 ژانويه 2009 رسيده است. اين در حاليست که شمار 1633 مورد گزيدگی توسط دنگی در 16 ژانويه 2009 و افزايش تصاعدی آن تنها از 1 ژانويه 2009 تا کنون در دو هفته ای تنها 476 مورد نيشخوردگی می باشد. اعلام نيازمندی فوری به اهداء کننده خون در فيليپين در 13 ژانويه 2009 در پی مراجعات مصدومين دنگی به مراکز درمانی اين کشور بيانگر افزايش ناگهانی تلفات دنگی در جنوب شرق آسياست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  | 

با سلام

گرفتن یک فوق لیسانس در مالزی این مقدار پول نیاز دارد:

۱-شهریه ۲ سال=۱۰میلیون

۲-ثبت نام +بیمه +و....=۱ میلیون

۳-هزینه زندگی این ۲ سال=۲۴ ماه*۴۰۰هزار تومان=حدود ۱۰ میلیون

۴-هزینه پذیرش و هزینه های اولیه و بلیط هواپیما=۲ میلیون

در کل۲۳ میلیون

در ایران در دانشگاه ازاد=حداکثر=۱۰ میلیون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  |