تبليغاتX
راهنمای تحصیل در خارج از کشور(مالزی-هند) - علی نورزاد و رویای ادامه تحصیل در خارج از کشور(سایت کلاس کنکور)

راهنمای تحصیل در خارج از کشور(مالزی-هند)

تحصیل در خارج از کشور

با سلام

قسمتی از مقاله فوق:

از همان دقايق نخستين جوانان جنوبي كه هردوي آنها داراي مدرك فوق‌ديپلم بودند باب سخن را باز كردند و از اين‌كه با چه اشتياقي شهر و ديار خود را ترك و با پرداخت هزينه‌اي بيش از 5/3 ميليون تومان به يكي از مؤسسات اعزام دانشجو به خارج، عازم مانيل جهت اخذ مدرك دكتراي دندانپزشكي هستند، بسيار گفتند.

جالب آن‌كه مؤسسه رابط سطح زبان ايشان را براي شروع مستقيم درس دانشگاهي مناسب ارزيابي كرده بود و با اين‌كه ماه نوامبر ميلادي در همه‌جاي دنيا، وسط سال تحصيلي شمرده مي‌شود، به ايشان خاطرنشان كرده بود كه هيچ مشكلي در ثبت‌نام نخواهند داشت!

هنوز ساعتي از آشنايي نگذشته بود كه اولين شوك با پرسش ايشان از من راجع به هزينه بليت هواپيما وارد شد، چراكه از قرار مؤسسه مذكور هزينه بليت هواپيما را براي اين شهرستاني‌هاي ساده‌دل حدود 2 برابر مبلغ واقعي حساب كرده بود! اما از آن جا كه در شرايط كنوني دسترسي به مؤسسه امكان‌پذير نبود به جز غرولند كار ديگري از دست ايشان برنمي‌آمد!

ورود به مانيل پس از 20‌ساعت سفر طولاني آن هم در آخرين ساعات روز به‌نوعي اشتياقي مضاعف را براي ايشان به‌همراه آورد، هرچند كه فرودگاه محقر مانيل به‌هيچ‌وجه قابل قياس با فرودگاه‌هاي بين‌المللي كشورمان نبود.

پس از تحمل صف طولاني و گذر از گيت بازرسي با دوستان شهرستاني وداع كردم و به سرعت با تحويل گرفتن ساك از مسير پرپيچ‌وخم فرودگاه گذشتم و وارد خياباني شدم كه براي انتظار همراهان مسافران طراحي شده بود. درست زماني‌كه به دنبال گرفتن تاكسي جهت حضور در هتل محل اقامتم بودم، به‌ناگاه با جواني كه از سيمايش ايراني بودن هويدا بود مواجه شدم و طي صحبتي كوتاه متوجه شدم كه او رابط دوستان شهرستاني‌مان است و دانشجوي دوره تخصصي دندانپزشكي است.

با اطمينان به او به جهت حضور ايشان در فرودگاه، فرصتي مناسب براي كسب اطلاعات درمورد مانيل رخ داد كه درنهايت او به‌جهت آن‌كه امكان تبديل ارز در آنجا وجود نداشت به من توصيه كرد كه تا داخل شهر آنها را با تاكسي همراهي كرده و پس از تبديل ارز تا هتل محل اقامتم تاكسي بگيرم.

با ورود جوانان جنوبي و ملاقات دوباره با ايشان، بار ديگر همسفر شديم. اما در همان دقايق نخستين پس از آن‌كه مشخص شد بايد ايشان شب را در هتل اقامت كرده و مبلغ 65 دلار نيز براي هر شب بپردازند، مانند فنر از جا جستند و شروع به غرولند كردند! شوك دوم كه به‌مانند برق 3 فاز ايشان را در آستانه انفجار قرار داد اين بود كه به نقل از جوان رابط، ثبت‌نام امسال دانشگاه‌هاي مورد تأييد وزارت علوم تمام شده و بايد تا حدود 8 ماه ديگر انتظار بكشند و... .

در اين زمان اختلاف‌نظر بين 2‌جوان جنوبي هم بالا گرفت و يكي از آنها اعلام داشت كه خواهان بازگشت به ايران است و...، اما ديگري همچنان به‌دنبال راه‌چاره بود و... درست در همين زمان رابط مذكور كه به‌شدت از عدم اطلاع ايشان از واقعيت‌هاي اينجا شاكي بود پيشنهاد ديگري را مطرح كرد، به اين صورت كه ابتدا در يك دانشگاه غيرتأييد كه هم‌اكنون امكان ثبت‌نام فراهم است مشغول شوند و از آن جا اصولا در دانشگاه‌هاي آنجا (مورد تأييد يا غيرتأييد وزارت علوم) رفتن به كلاس و يا درس خواندن چندان مهم نيست عملا با پرداخت شهريه 1000 دلاري نمره دروس را در پايان ترم كسب خواهند كرد و سپس كار انتقال به دانشگاه‌هاي به‌اصطلاح مورد تأييد چندان سخت نخواهد بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط راهنمای هم وطنان  |